تبليغاتX
๑۩๑* علمي *๑۩๑
يكشنبه, ارديبهشت 1
آيا هيپنوتيزم مي تواند نابغه بسازد؟

آيا هيپنوتيزم مي تواند نابغه بسازد؟

آيا هيپنوتيزم مي تواند نابغه بسازد؟

دكتر وان پلت در فصل 24 كتاب ( اسرار هيپنوتيزم) نشان داده است كه يك شخص با استعداد متوسط مي تواند تحت تاثير چندين جلسه هيپنوتيزم نابغه شود.اين اظهارات داستان غير واقعي نيست بلكه اين حقيقت صد در صد واقعي و علمي است.
يك آزمايش هيپنوتيزم نشان داده است كه يك هنرمند نقاش در حال هيپنوتيزم توانسته است در مدت شش ساعت يك تصوير را نقاشي كند كه در بيداري احتياج به هفتاد ساعت وقت داشته است. اريكسن ميلتن (1) در صفحه 164 فصل دوم كتاب خود مي نويسد: ((... او براي ترسيم اين نقاشي ده سال وقت صرف كرده بود ولي باز هم به خوبي موفق نشده بود...)) و در فصل دوازدهم اين كتاب مي بينيم كه وقتي( راچمانينف ) موسيقيدان بزرگ روس در ساختن آهنگ معروف خود مواجهه با شكست شد ، هيپنوتيزم دكتر داهال در مسكواو را قادر ساخت كه آهنگ خود را تكميل كند و به موفقيت بزرگ جهاني نائل آيد.
مسلما استعداد و نبوغ داراي درجاتي است. همه كس ولو با هيپنوتيزم هم نمي توانند نابغه شوند. هيچ كس نمي تواند يك راچمانينف يا يك انشتين بشود. با وجود اين هيپنوتيزم نشان داده است كه هر كس مي تواند خيلي بهتر از آن چه هست باشد. هيپنوتيزم مي تواند استعدادهاي نهفته مغز را كه تا كنون به حال ركود و خفته بوده اند بيدار كند. ولي هيپنوتيزم ادعا نمي كند كه هر شب يك كيسه پر از پول زير سر شما بگذارد. اكثر مردم داراي استعداد و نبوغ خاصي هستند كه تا كنون براي آنها ناشناخته مانده است، به عبارت ديگر اكثر مردم نمي دانند چه استعدادي و براي چه كاري استعداد خارق العاده و شگرفي دارند ولي هيپنوتيزم اين استعداد را آشكار و به نسبت زيادي پرورش مي دهد.
(اديسون) مخترع بزرگ جهاني و مخترع دهها اختراع مي گويد: (( نبوغ يك در صد الهام و نود و نه درصد عرق ريختن و زحمت كشيدن )) .عوامل بسيار زياد رواني زائيده از محيط زيست وجود دارند كه شخص را نسبت به انجام فعاليت بي ميل مي كنند.
شما در زندگي روزانه باشخاص بسيار زيادي برخورد مي كنيد كه مي گويند ما حوصله كار كردن نداريم.هيپنوتيزم عامل منفي رواني را كه چون زنجيرهايي به اطراف روان و مغز شما كشيده شده پاره مي كند و شما را بطور اعجازانگيزي بكار و فعاليت شبانه روزي علاقمند مي سازد و قدرت تفكر شما را زياد مي كند.
تجربه و آزمايشات هيپنوتيزمي نشان مي دهد كه نبوغ نتيجه و حاصل توانايي تمركز فوق العاده مغز است، بدين ترتيب وقتي مغز بشدت براي انجام كاري متمركز مي شود ، كارهاي برجسته و نماياني به ظهور مي رسد.
انيشتن پدر قانون نسبيت در سال 1953 توانست فكر خود را بر يك موضوع متمركز كند و نظريه بزرگ جهاني خود را اظهار نمايد.
هر فردي كه داراي استعداد متوسطي باشد، بالقوه نابغه است يا به عبارت ساده تر داراي نبوغ و هوش سرشار ولي خفته است، زيرا از نقطه نظر علم تشريح مغز، هيچ اختلافي بين مغز يك نابغه و يك فرد عادي نيست. مغز هر دو نفر انبوهي از ده هزار ميليون سلول خاكستري رنگ مي باشد ولي اختلاف در طرز بكار انداختن اين سلولها ، روش بكارانداختن و استفاده از سلولهاي مغزي است كه موجب اختلاف بزرگ بين يك نابغه و يك شخص عادي مي شود.
آزمايشات انجام شده روي مغز انيشتن اين نظريه را تاكيد مي كند كه نبوغ همراه با ايجاد تمركز قواي فوق العاده دماغي است . آزمايش كنندگان روي مغز انيشتن دريافتند كه او قادر است كه تعداد زياد تري از گروه سلولهاي مغزي را بر روي يك نقطه و يك موضوع متمركز كند.
تمركز فوق العاده مغز منطقي ترين بيان و تعريفي است كه ما(( دكتر وان پلت)) براي هيپنوز داريم. و تمركز فوق العاده دماغ تنها دليل راضي كننده اي است كه براي كليه پديده هاي هيپنوتيزمي مي توان ارائه داد. كاملا اثبات شده و معلوم است كه تحت نفوذ هيپنوتيزم ، استعدادهاي مغزي مي تواند به نسبت زيادي به سطح يك مغز نابغه نزديك شوند.
به عنوان مثال شخص بيمار در حال هيپنوز بسياري از خاطرات دور خود را كه در حال عادي و بيداري بهيچ وجه قادر به يادآوري آن نيست بياد مي آورد. قدرت ذهني بوسيله تمركز فكر در حال هيپنوز بسيار زياد مي گردد.
اينطور به نظر مي رسد كه كاملا عاقلانه و صحيح است كه نبوغ طبيعي اشخاص را نوعي از هيپنوتيزم بدانيم. زيرا(( خود هيپنوتيزم )) در اثر تمركز فوق العاده فكر بوجود مي آيد ، درست شبيه نتايجي كه از علاقه زياد و شديد نسبت به موضوع يا مساله اي حاصل مي شود.
در تمرينات يوگيهاي هندي مي بينيم كه يكي از دستورات رسيدن به حالت خلسه و جذبه و به عبارت ديگر نزديك شدن به خداوند اين است كه يك نفر پيرو مكتب ((يوگا)) بايستي دائماً و در حال عبارت (ام) (2) به معني او يا قادر مطلق را تكرار كند و متوجه باشد كه فكرش به هيچ وجه نجهد و فقط وفقط متوجه (ام) يا (او) باشد.
در تمرينات عرفاي ايراني نيز بهمين قاعده بر مي خوريم. زيرا يكي از درسهايي كه دراويش يا عرفا به شاگردان خود مي دهند اين است كه بايستي دائماً و در همه جا ذكر و فكرشان كلمه (حق) يا (هو) باشد.
حالا با كشفيات جديد هيپنوتيزم مي بينيم كه كار دراويش چقدر درست و علمي و صحيح بوده كه آنها براي ايجاد تمركز فكر يكي از تمريناتشان تكرار و ذكر يك كلمه معين در روز بوده است.
چقدر خوب است كه انسان عارف و درويش به معني دارنده نبوغ و تمركز فوق العاده ذهن باشد ولي از اين استعداد و نبوغ خارق العده خود بشكل اجتماعي استفاده كند نه به شكل انفرادي ولي دراويش و عرفا جواب مي دهند كه در اجتماع عوامل اجتماعي، نظير شهوات و زيبائي هاي به ظاهر فريبنده ، تمركز فكر و در نتيجه لذت و خلسه و آرامش ما را از بين مي برند.
وقتي كه خواب شونده در حال هيپنوتيزم عميق، تمركز فكرش به ميزان صد در صد برسد توجهش بكلي از همه چيز سلب مي گردد.پروفسور فراموشكار بهترين نمونه اين نوع تمركز فكر است. نوابغ بزرگ بطوريكه اكثراً شنيده و مي دانيد ، تمام قدرت و نيروي فكرشان متوجه هدف، مساله يا كشف واختراع خودشان است ، لذا نسبت به امور اجتماعي كه در نظرشان بي ارزش است فراموشكار مي شوند. مشهور است كه برخي از نوابغ خانه خود را گم مي كردند. ارشميدس غذا خوردن و حمام رفتن را فراموش مي كرد.انيشتن نيز همينطور بود.درست مانند شخص هيپنوتيزم شده كه تشنگي و گرسنگي را بكلي فراموش ميكند.
عواطف و احساسات همراه با تمركز قواي دماغي ، هيپنوتيزم را تسريع مي كند. در نبوغ نيز اين موضوع هميشه صدق مي كند، نبوغ هميشه همراه با عواطف است، نظير نقاشي و موسيقي ، نبوغ معمولاً مجموع تمركز فكر و عواطف است.
قدرت تصور و تخيل در هيپنوتيزم شدن نقش بسيار مهمي را بازي مي كند. گاهي رويدادهاي نا مناسب اجتماعي نبوغ را خاموش مي كنند و يا از بين مي برند،نظير موسيقيدان بزرگ روس ((راچمانينف)) كه به علت شكست در ساختن اولين سمفوني در پترزبورگ در سال 1897 قدرت و توانائي آهنگ سازي خود را از دست داد.
اختلالات عاطفي گاهي فكر را در حال بيداري متمركز مي كنند و در شرايط و وضعيتي نظير هيپنوز بوجود مي آورند. مثلا اگر در يك موقع و حالت خاصي افكار ترسناك يا ناراحت كننده اي به شخص دست دهد ايجاد علائم بيماري مي نمايد.در اين صورت مغز شخص مريض شده بيشتر بر روي علائم بيماري متمركر مي شود.در نتيجه نيروي مغزي تحليل مي رود و كاهش مي يابد و حال اين دور و تسلسل مغزي به كمك هيپنوتيزم شكسته شود، نيروي دماغي بيمار براي انجام كارهاي بهتري آزاد مي شود.
گر چه موقعيتهايي براي بررسي و آزمايش يك (( راچمانينف يا انيشتن)) بسيار نادر است ولي معذالك تجربه و آزمايشهاي هيپنوتيزمي نشان داده اند كه از طريق هيپنوز مي توان اختلالات و ناراحتيهاي فكري را از بين برد و شخص را براي تلاش و كوشش بهتر و پر ثمرتري آماده كرد.